/ کلیدواژه‌ها / CSS

ساده زیباست؛ یا زیبایی به چه کارت می‌آد! ساده خوبه | قسمت اول

/ طراحی وب و گرافیک، ۲۶م اردیبهشت ۱۳۸۷

روی سخنم با طراحان وب و عصرونه‌ی عزیز که خواستن نظر خواننده‌های وبلاگشون رو در مورد ویژگی‌های یک طرح خوب برای قالب وبلاگ، بدونن. قبلش این رو بگم که حیطه‌ی طراحی وب دیگه برنامه نویسی نیست که اگر بخوام یه مطلب براش بنویسم کلی نگرانی داشته باشم و سوراخ سمبه‌های اینترنت رو بهم بریزم تا مبادا یه جایی اشتباه بکنم و آبروم بره! تجربه‌ی طراحی من در زمینه‌ی وبلاگ فقط کمی از عمر وبلاگستان کمتر و طبیعیه که تو این حوزه راحت‌تر بتونم اظهار نظر بکنم. در چند نوشته‌ی دنباله‌دار سعی خواهم کرد ویژگی‌های یک قالب خوب و استاندارد برای وبلاگ (و نه یک سایت در حالت کلی و یا مجله‌ی اینترنتی) رو بیان بکنم. توجه داشته باشید که گفتم یک قالب استاندارد و نه زیبا. اولا تعاریفی که برای زیبایی برای یک وبلاگ می‌شه، بسته به مخاطب‌های اون وبلاگ و بالطبع سلیقه‌ی اون‌ها می‌تونه متغیر باشه، ثانیا نگاه من به زیبایی بیش‌تر پراگماتیستی (کارکرد گرایانه، جلوتر توضیح خواهم داد)، ثالثا ازتون خواهش دارم مطالبی رو که قصد دارم اینجا ذکر بکنم رو حمل بر سلیقه‌ی شخصی من در طراحی وب نکنید و بعنوان یک پیشنهاد دوستانه از طرف یکی از مخاطبانتون که بیشتر ساعات روز رو صرف خوندن مطالب مفید در وبلاگ‌هاتون می‌کنه و نه یک طراح وب بپذیرید.

فکر می‌کنم تو یکی از اسناد مربوط به وردپرس بود که خوندم اهمیت طراحی در یک سایت در ۲۰ ثانیه‌ی اول که خودش رو نشون می‌ده چون سایت بعدی فقط به فاصله‌ی یک کلیک با سایت شما فاصله داره. با وجود انبوه وبلاگ‌های فارسی که امروزه در وبلاگستان وجود داره باور بکنید تنها ابزاری که شما به عنوان یک طراح وب برای جلب توجه مخاطبانتون زمانی که برای «لحظه‌ی اول» از سایت‌تون بازدید می‌کنن دارید «یک طرح زیباست» و نه «محتوای سایتتون» (کلی عرض می‌کنم، شاید این گفته درمورد مخاطبان خاص صادق نباشه). من اما پا را از این نویسنده‌ی محترم فراتر خواهم نهاد و به شما خواهم گفت که کارکرد زیبایی در یک سایت فقط به همین ۲۰ ثانیه‌ی اول محدود می‌شه! و بعد از گذشت این چند ثانیه، راحتی مخاطب با سایت شما، کارکرد (Web usability) و قابلیت دسترسی (Web accessibility) سایت شماست که اون رو ترغیب به ادامه‌ی خواندن و بازدیدهای بعدی می‌کنه.

بعد از این مقدمه‌ی طولانی در ادامه و در طی چند نوشته‌ی دنباله دار، سعی خواهم کرد به مهمترین ویژگی‌های یک وبلاگ که سبب می‌شه مخاطب با سایت شما احساس راحتی بکنه و راحت‌تر بتونه با اون ارتباط برقرار بکنه اشاره بکنم و یک سری مقالات خوبی که قبل‌ترها باهاشون مواجه شدم رو معرفی بکنم و البته منتظر نظرات شما و مقالات پیشنهادی شما هم هستم.

۱

سادگی، سادگی، سادگی… هیچ متوجه هستید که همه صداشون در اومده؟ این مطلب رو در ۳۵degree بخونید! من نمی‌فهمم ماها چمون شده، چه اتفاقی افتاده که سادگی دیگه خوب نیست و بدرد نمی‌خوره؟ لطفا وقت بگذارید و کامنت‌هایی رو که بعنوان یک طراح وب پای این مطلب عصرونه گذاشتید رو بخونید و با کامنت‌های مخاطبانتون در اون مطلب بالایی مقایسه بکنید! هدف ما از طراحی این نیست که قدرتمون رو در خلق افکت‌های آژاکسی و فلش به رخ مخاطبانمون بکشیم، مطمئن باشید این جور قدرت نمایی‌ها فقط برای ماهاست که اهمیت داره و اون‌ها حتی متوجه‌شون هم نمی‌شن!

چرا وقتی که می‌تونیم از روش‌های متعدد CSS که در همه جای اینترنت رایگان آموزش داده می‌شن استفاده بکنیم، باز می‌آیم از فلش، جاوااسکریپت و یا آژاکس که استفاده از اون‌ها بخاطر ایرادهایی که از لحاظ دسترسی (چه توسط کاربران و چه توسط موتورهای جستجو) بهشون وارد هست، توصیه نمی‌شه، استفاده می‌کنیم‌. این مطلب رو در Dev.Opera بخونید؛ ما بعنوان یک طراح وب حق نداریم بین تکنولوژی‌های جدید و خیره کننده و بخش عمده‌ای از مخاطبانمون، گروه اول رو انتخاب بکنیم تا این طوری ثابت کرده باشیم که حرفه‌ای هستیم، حرفه‌ای بودن و حرفه‌ای طراحی کردن اصلا به این نیست که، این بستگی به میزان موفقیتمون در ایجاد ارتباط با مخاطب‌هامون داره.

من مخالف تکنولوژی‌هایی مثل آژاکس یا فلش نیستم و حتی اعتقاد دارم وب ۲.۰ و نرم‌افزارهای مبتنی بر وب سهم بزرگی از پیشرفت‌هاشون رو مدیون این دو تکنولوژی و قابلیت‌هایی که این دو از لحاظ رابط گرافیکی (GUI) برای این گونه نرم‌افزارها بوجود آوردن، هستن. ولی می‌دونم که استفاده کردن از فلش و آژاکس در وبلاگ‌ها و یا سایت‌هایی که نیاز به دسترسی توسط اقشار مختلف جامعه با استفاده مرورگر‌های مختلف و با تنظیمات متفاوت دارن، یک اشتباه بزرگ.

و علاوه بر این، تصور این که افکت‌هایی مثل باکس‌ها، گوشه‌های گرد، سایه‌ها، انعکاس‌های آینه‌ای و آیکون‌های بزرگ جزوی از ویژگی‌های سایت‌های وب ۲.۰ محسوب می‌شن یک اشتباه مرسوم و تنها دلیلش هم، صرفا همزمانی یک جهش چشم‌گیر در اینترنت با یک مد طراحی همه‌گیر (من بهش می‌گم اسمشینگ زدگی)، که البته گذراست. اگر واقعا با من موافقید که طراحی هنر، لطفا خودتون رو محدود به این نوع کپی کاری‌های کورکورانه نکنید و سعی بکنید با اعتماد بنفس بیشتری روش مخصوص به خودتون رو در طراحی پیش بگیرید.

در رابطه با استانداردهای وب، کارکرد و دسترسی در وب این مقاله‌ی عالی رو در وبلاگ شاهو طوفانی بخونید.

Balatarin Donbaleh Mohand.es del.icio.us | ۷ نظر »