/ کلیدواژه‌ها / وب ۲٫۰

پاندورا: رادیویی اینترنتی از پروژه‌ی ژنوم موسیقی‌‍‍

/ موسیقی، ۱۹م خرداد ۱۳۸۷

نمی‌دونم این چه بلاییه که سر آی‌اس‌پی محترمی که بنده از سرویس اینترنتیش استفاده می‌کنم اومده که الان یه چند وقتی ما رو ژاپنی (یا دقیق‌تر بگم مشکوک به ژا‍پنی) جا می‌زنه! البته هر چند اولش کلی با موتور جستجوی گوگل سر و کله زدیم تا تونستیم صفحه‌ی اولش رو با کلمات آشنای انگلیسی مزین بکنیم (خداییش الان می‌فهمم خارجیا وقتی اتفاقی گذارشون به وبلاگ‌های ما می‌افته چه حالی می‌شن، واقعا دیدن اون خط خطیای خرچنگ قورباغه خیلی اعصاب خورد می‌کنه :-)) ولی به دلایلی که بهتون خواهم گفت اصلا هم از این وضع ناراضی نیستم و دلم می‌خواد صد سال سیاه هم درست نشه! D: بعنوان کسی که عاشق موسیقی جاز (بخصوص از نوع آوانگارد) و کسی که هنوز داغ از دست دادن پاندورا تو دلش مونده و هنوز هم که هنوز هر از جند گاهی به زور پ‌ر‌ا‌ک‌س‌ی به‌ش سر می‌زنه و تا مچش رو نگرفتن و با تیپا بیرونش نکردن، چند ترک ناقابل اون هم با این سرعت کم اینترنت گوش می‌کنه، طبیعیه که اولین چیزی که با شرایط بوجود اومده به سرش می‌زنه این که یه سری هم به پاندورا بزنه! بلافاصله این جرقه در ذهنم زده شد و با کمال تعجب متوجه شدم که می‌تونم مثل همه‌ی کاربران محترم ایالات متحده و بریتانیای کبیر براحتی از این سرویس کما فی السابق استفاده بکنم! راستش از دلایل فنی وقوع این اتفاق سر در نمی‌آرم ولی این طور بنظر می‌رسه که اصولا هیچ کدوم از این سرویس‌ها نمی‌تونن محل آی‌پی من رو شناسایی بکنن (ضمنا آی‌پی‌م هم عوض شده) به هر حال این وسط ژاپن از کجا در اومده من نمی‌فهمم!

[اگر با سرویس پاندورا آشنایی قبلی دارید، این جا کلیک بکنید تا ادامه‌ی مطلب را از پاراگراف بعدی بخونید]

Pandora

و اما برای کسایی که در جریان نیستن باید بگم که سرویس پاندورا در واقع یک جور رادیوی اینترنتی که این امکان رو در اختیار کاربران (آمریکایی و انگلیسی) قرار می‌ده که در ایستگاه‌های رادیویی مختلف به آهنگ‌های پیشنهادی مشابه بر اساس آهنگ (song و نه آلبوم) و یا هنرمند (خواننده و یا آهنگ‌ساز) مشخص، گوش بدهند. این آهنگ‌های مشابه در واقع بر اساس اطلاعات تحلیلی جامعی که توسط گروهی از موسیقی‌دانان و تکنولوژی‌ست‌های دوست‌دار موسیقی تحت پروژه‌ی ژنوم موسیقی از ژانویه‌ی سال ۲۰۰۰ جمع‌آوری شده، پیشنهاد می‌شوند. اطلاعاتی که آهنگ‌ها رو بر اساس ملودی، هارمونی و ریتم گرفته تا تنوع ساز، ارکستراسیون، ساختار، ترانه و آواز و یا در حقیقت بر اساس احساسی که با گوش دادن به هر آهنگ منفرد ممکنه بهتون دست بده (و نه بر اساس ژانر بخصوص)، دسته‌بندی می‌کنن. شما حتی می‌تونید ایستگاه‌هایی بر اساس ترکیبی از دو یا چند آهنگ بوجود بیاورید و هر چقدر بیشتر با پاندورا کار بکنید موسیقی پیشنهادی اون بیشتر از قبل به سلیقه‌ی شما نزدیک خواهد شد! همچنین امکان خرید هر کدوم از آهنگ‌های مورد پسندتون از طریق آمازون.کام و یا فروشگاه آیتونز فراهم شده (درباره‌ی پاندورا).

جعبه‌ی موسیقی پاندورا

هر چند آهنگ‌ها بطور کامل پخش می‌شن ولی کنترل شما بر آهنگ‌ها محدوده، مثلا نمی‌تونید به عقب برگردید و آهنگ‌هایی رو که قبلا پخش شده رو دوباره گوش بدید و یا بیش از سه چهار آهنگ رو نمی‌تونید یکجا رد بکنید و برای گوش دادن به آهنگ بعدی باید آهنگی که در حال حاضر پخش می‌شه رو کامل گوش بدید و کلا هیچ کنترلی روی ترتیب آهنگ‌هایی که پخش می‌شن ندارید که بخاطر قوانین مربوط به حقوق مولف (کپی رایت) طبیعی بنظر می‌رسه. البته ظاهرا وجود این ملاحظات برای شرکت‌های ضبط و پخش موسیقی که متوجه نیستن که مدل تجاری‌شون دیگه تاریخ گذشته‌س! کافی نبوده، این بود که با طرح قوانین جدید برای رادیوهای اینترنتی اون‌ها رو مجبور به پرداخت درصد بیشتر و تضمین‌های محکم‌تر بر رعایت قوانین کپی رایت کردن و این شد که پاندورا از ارائه‌ی سرویس به کشورهای خارج از آمریکا و انگلیس معذور ماند.

هم اکنون پاندورا دارای نسخه‌ی ویژه‌ی موبایل، نسخه‌ی دسکتاپ مبتنی بر ادوبی ایر و همچنین یک رادیوی سخت‌افزاری واقعی برای استفاده‌ی راحت‌تر و اپلیکیشن برای فیس‌بوک هستش.

بر خلاف تصورات معمول پاندورا یک سرویس وب ۲٫۰ محسوب نمی‌شه، دلیلش این که پاندورا از هیچ کدوم از امکاناتی که اینترنت می‌تونه در اختیار نرم‌افزارهای وبی قرار بده — مثل استفاده از عقل جمعی در بهبود عمل‌کرد — بهره‌ای نمی‌بره و در واقع الگوریتم اون بگونه‌ای که می‌تونسته بصورت آفلاین هم همون کارکرد رو داشته باشه. اگر این موضوع براتون جالب این مقاله‌ی تیم اُریلی درباره‌ی دسته‌بندی نرم‌افزارهای وب ۲٫۰ رو بخونید. تفاوت بین پاندورا و سرویس‌های مشابه دیگه مثل لست.اف‌ام و آی‌لایک هم در همین نکته‌س. هر چند به عقیده‌ی من هیچ کدوم از دو سرویس مذکور به اندازه‌ی پاندورا در پیشنهاد آهنگ‌های مشابه موفق نبودن (من با هر سه‌ی این سرویس‌ها کار کردم).

کسایی که جاز گوش می‌دن در جریان هستن که بخاطر روح بداهه نوازی در جاز و همچنین عمر صد ساله‌ی اون تنوع سبک فراوانی در این ژانر از موسیقی بوجود آمده که باعث می‌شه دو سبک متفاوت از جاز، زمین تا آسمون با هم تفاوت داشته باشن (لیست سبک‌های مختلف جاز رو این جا ببینید) و همین طور یک آهنگ مشخص زمانی که توسط نوازنده‌های مختلف نواخته می‌شه هرگز یک احساس مشترک رو منتقل نخواهد کرد و ممکنه از خیلیاشون حتی خوشتون نیاد. بخاطر همین مسئله‌س که سرویس‌هایی مثل لست.اف‌ام و آی‌لایک هیچ وقت در کشف آلبوم‌های مورد علاقه‌ی من موفق نبودن (اغلب از رویوهای آمازون استفاده می‌کنم) ولی پاندورا حرف نداره هر چند هنوز خیلی از آلبوم‌های مورد علاقه‌م رو اون تو پیدا نمی‌کنم. به مشخصات قطعه‌ی “Part II b” از آلبوم “The Koln Concert” اثر کیث ژارت که در مقابل قطعه‌ی “Paranoid Android” از آلبوم “Live In Tokyo” اثر برد ملداو توسط پاندورا پیشنهاد می‌شه توجه بکنید:

Based on what you’ve told us sofar, we’re playing this track because it features avaunt-gard leanings, classical music influences, solo piano performance, a melodic piano solo and interesting harmonic progressions.

بهر حال ما که ظاهرا خیلی خوش بحالمون شده :-) ولی شما هم اگر کمی منتظر بمونید می‌تونید از وب‌سایت گلوبال پاندورا که عمل‌کردی مشابه یک پ‌ر‌ا‌ک‌س‌ی داره و قرار بزودی راه‌اندازی بشه، استفاده بکنید! مشکل عمده‌ی این جور سایت‌ها این که نمی‌تونن پاسخ‌گوی حجم زیاد کاربران پاندورا باشن و خیلی زود با افزوده شدن تعداد کاربرهاشون از کار می‌افتن. ولی خوب گلوبال پاندورا نباید زیاد بد باشه (من یه مدت باهاش کار کردم) و علاوه بر این بنظر نمی‌رسه که خود مدیران پاندورا مخالفتی با راه‌اندازی سایت‌های این چنینی داشته باشن.

پ ن: ژنوم در بیولوژی به بانک اطلاعاتی اطلاق می‌شه که برای یک ارگانیسم مشخص در قالب کدهای DNA جمع آوری شده. جناب دکتر مجیدی و دکتر مزیدی قبلا این جا (درباره‌ی اسطوره‌ی پاندورا) و این جا (در باره‌ی موسیقی ۲٫۰) مطالبی در ارتباط با پاندورا نوشتن که بد نیست اون‌ها رو هم بخونید، به هر حال هر چی باشه دکترها معنی ژنوم رو بهتر از من درک می‌کنن :)

Balatarin Donbaleh Mohand.es del.icio.us | نظر بدهید »

پاسخ به یک دوست یا چرا من گوگل ریدر را می‌پرستم

/ طراحی وب و گرافیک، ۳۱م اردیبهشت ۱۳۸۷

دوست عزیزم احمد رضا زاهدی لطف کردن و در مورد نوشته‌ی قبلی من نکاتی رو متذکر شدن که فکر کردم بهتره اولا من هم در یک نوشته‌ی جداگانه به این موضوع بپردازم و هم این که به سوء تفاهم‌هایی که احتمال داره بوجود آمده باشه پاسخ داده باشم.

اما قبلش بهتر می‌دونم که دو نکته رو ذکر بکنم. اولا تاکید من بر قابلیت دسترسی در وب دلیل بر نادیده گرفتن زیبایی توسط طراح نیست، و در نوشته‌ی مورد بحث هم اشاره کرده‌ام که مهمترین ابزاری که طراح وب برای جذب مخاطب در اختیار داره یک طرح زیباست. سعی من بر این بود که پارامترهایی مثل دسترسی در وب رو در مقابل مسائل مربوط به زیبایی شناختی در طراحی، پر رنگ بکنم (همین طور در مورد کارکرد در وب). چون بنظر می‌رسه که امروزه با رشد سریع تکنولوژی‌های جدید دسترسی در وب بیش از هر زمان دیگری نادیده گرفته می‌شه:

Currently most Web sites and Web software have accessibility barriers that make it difficult or impossible for many people with disabilities to use the Web.

– W۳C, Introduction to Web Accessibility

ثانیا من آژاکس بلد نیستم و البته خیلی دوست دارم یاد بگیرم ولی با وجود گرفتاری‌های عدیده‌ای که دارم برنامه‌ای برای یادگیری آژاکس در نظر نگرفته‌ام.

و اما

تاکید من بر لزوم رعایت معیارهای لازم در رابطه با قابلیت دسترسی یک سایت، دلیل بر چشم بستن به تکنولوژی‌های جدید مثل آژاکس و نادیده گرفتن امکانات فوق العاده‌ای که در اختیار ما می‌گذارن نیست. و همان طوری که آقای زاهدی بهش اشاره کردن استفاده از آژاکس، بعنوان نمونه در فرم‌ها و سیستم‌های نظر خواهی، کاربر رو از لزوم انتظار برای بارگذاری مجدد صفحه بی‌نیاز می‌کنه (امکانی که از اون با نام میکرو-آپدیت یاد می‌شه). و خیلی از قابلیت‌های دیگه که اتفاقا همگی برای کاربران هم خوش آیند هستند و هم راحتی رو به ارمغان می‌آورند و از این نظر سطح کاربری سایت رو هم افزایش می‌دهند چیزی که حتی من از اون در مقابل مقوله‌ی زیبایی دفاع کردم. و همون طور که در نوشته‌ی قبلی هم گفتم وب ۲٫۰ بخش بزرگی از پیش‌رفت خودش رو مدیون آژاکس هستش، همچنین به نظر من استفاده از سرویس‌هایی مثل جی‌میل و یا گوگل ریدر بدون وجود آژاکس دیگر هیچ لطفی نخواهد داشت و علاوه بر این بدون وجود آژاکس سرویس‌هایی مثل گوگل مپس و میبو دیگر وجود نداشتند. اما تاکید من به پرهیز از استفاده، در مواردی بود که می‌شود از روش‌های جایگزین استفاده کرد، هر چند با کاهش سطح کاربری. مایلم به این موصوع در دو حالت بپردازم: اولی مربوط می‌شه به معیارهای شخصی من در طراحی (فکر می‌کنم این طوری بگم بهتره :-)) و دومی اصولی که طراحان وب باید خودشون رو ملزم به رعایت‌شون بدونن.

اصولی که من به عنوان طراح وب خود را ملزم به رعایت آن‌ها می‌دانم

گروهی از کاربران وب وجود دارند که امکان پشتیبانی از کدهای جاوااسکریپت رو در مرورگر خودشون مسدود می‌کنند، بنابر این، این افراد به اون دست از فرم‌هایی که اشاره کردی (و یا بسیاری از امکانات دیگه) دسترسی نخواهند داشت –تاکید می‌کنم که این موضوع مسئله‌ای نیست که بتوان از لحاظ دسترسی بهش ایراد گرفت، چون طبیعتا کسی که اقدام به اینکار می‌کنه مسئولیت محدودیت‌هایی رو که برای خودش بوجود می‌آره رو می‌پذيره– این موضوع باعث می‌شه که من خودم «شخصا» بفکر راه‌حل‌های جایگزین در استفاده از این‌گونه امکانات باشم و یا این امکان رو بصورت ترکیبی و در کنار راه حل‌هایی مانند استفاده از کدهای سرورساید در اختیار کاربرهام قرار بدم (مثلا فرمی رو در نظر بگیر که هم از آژاکس برای تایید اولیه‌ی اطلاعات وارد شده استفاده می‌کنه و هم از PHP البته به صورت ابتدایی و با سطح کاربری کمتر). به عنوان یک نمونه‌ی عملی می‌شه به سرویس جی‌میل هم اشاره کرد که به دو صورت آژاکس و HTML طراحی ‌شده.

اصولی که طراحان وب ملزم به رعایت آن‌ها می‌باشند

بخشی از کاربران وب کسانی هستند که دارای معلولیت جسمی می‌باشند، عمدتا افراد نابینا، ناشنوا، کسایی که قادر به استفاده از موس نیستند و مواردی از این دست. همجنین اگر افراد کهن‌سال و کسانی رو که دارای ناتوانی‌های موقتی هستند رو هم به این گروه اضافه بکنیم درصد بزرگی از کاربران اینترنت رو تشکیل خواهند داد. در مقابل بیایید بررسی بکنیم که آژاکس با امکاناتی که در سال‌های اخیر برامون به ارمغان اورده چطور باعث شده که این دسته از افراد بطور کامل از لیست کاربران برخی از سایت‌ها که تعدادشون روز به روز در حال افزایش (و البته در بسیاری از موارد بدون استفاده از آژاکس هم می‌تونن همون سرویس‌ها رو ارائه بدن) حذف بشن:

اسکرین ریدرها نرم افزارهایی هستند که توسط افراد نابینا بر روی مرورگرها مورد استفاده قرار می‌گیرند که در واقع محتوای نوشتاری سایت رو به صدا تبدیل می‌کنند (مثل JAWS، ویندو-آی و هال). مشکل اساسی این گونه ابزارها عدم شناسایی صحیح کدهای جاوااسکریپت هستش (نتایج تستی که بر روی این ندم‌افزارها انجام شده رو می‌تونید این جا ببینید) و در کنار اون منوهای کرکره‌ای، منوهای پوشه‌ای و قسمت‌هایی از محتوای سایت که بصورت درجا آپدیت می‌شوند نیز توسط این نرم‌افزارها قابل شناسایی نیستند. البته مواردی مثل استفاده از تصاویر و یا فایل‌های فلش در هدر صفحات، نویگیشن‌ها و یا کپچاها رو هم می‌شه به این لیست اصافه کرد ولی بحث ما فعلا درباره‌ی تکنولوژی‌های جدید و لزوم ارائه‌ی راه حل‌های مناسب برای رفع مشکلات اون‌هاست.

نرم‌افزارهای مبتنی بر وب که برخی از عمل گرهای آن‌ها بصورت درگ اند دراپ (کشیدن و رها کردن) انجام می‌گیرد –بعنوان نمونه می‌توان به اسکرول‌بارها اشاره کرد– برای افراد نابینا که قادر به استفاده از موس نمی‌باشند و از صفحه‌کلید استفاده می‌کنند و همچنین کسانی که قادر به حرکت دادن موس نیستند، غیر قابل استفاده می‌باشند.

برای روشن شدن اهمیت فوق‌العاده‌ای که این مسئله داره، کافیه به این فکر بکنیم که این افراد بخاطر ناتوانایی‌هایی که دارند از جامعه دور افتادن و به خیلی از سرویس‌ها و امکاناتی که ما براحتی بهشون دسترسی داریم دسترسی ندارند. همون طور که آقای حیمز اِدوارد در وبلاگ‌شون برادرکیک هم تاکید می‌کنن اینترنت برای این گروه نقش شاهرگ حیاتی رو داره. وجود کامپیوتر باعث شده که بسیاری از مشکلاتی که این افراد در گذشته برای خواندن و نوشتن داشتند حل بشه در حالی که اتفاقی که الان رخ می‌ده این که تکنولوژی داره اون‌ها رو از امکاناتی که حق استفاده‌ش رو دارن دور می‌کنه. ما حق نداریم این امکانات و سرویس‌ها رو مختص خودمون بدونیم، «اون‌ها هم بین ما زندگی می‌کنند و مثل همه‌ی ما برای پیشرفت جامعه‌مون هزینه می‌پردازند و حق استفاده از این امکانات رو دارند».

The power of the Web is in its universality. Access by everyone regardless of disability is an essential aspect.

Tim Berners-Lee, W۳C Director and inventor of the World Wide Web

حقیقت این که برای رفع مشکلات فوق تلاش‌های زیادی داره انجام می‌گیره. در حال حاضر راه‌کارهای کنسرسیوم وب (W۳C) برای حل مشکل دسترسی سرویس‌های وب ۲٫۰ در قالب WAI-ARIA (Accessible Rich Internet Applications) پیشنهاد می‌شه . همون طور که قبلا هم گفتم در سرویس‌های وب ۲٫۰، عملگرها (مثل دکمه‌ها و یا رابط‌های کنترلی مثل اسکرول‌ها) اغلب توسط اسکریپت‌ها نوشته می‌شوند که ابزارهایی مثل اسکرین ریدرها قادر به تشخیص ماهیت این عملگرها نیستند. در حقیقت WAI-ARIA راه‌کارهایی رو پیشنهاد می‌ده که توسط اون‌ها بشه کارکرد عمل‌گرها رو به اسکرین ریدرها معرفی کرد. ساختار WAI-ARIA خیلی شبیه به نشانه گذاری‌هایی که در XHTML ۱.۱ برای المان‌ها پیشنهاد می‌شه با این فرق که این بار این نشانه‌گذاری‌ها توسط RDF و بصورت دسته‌بندی معنادار (semantic) برای تعیین ماهیت عملگرها استفاده می‌شوند. در حال حاضر در بین مرورگرها فقط فایرفاکس ۳ از WAI-ARIA پشتیبانی می‌کنه و برای رسیدن به نرم‌افزارهای تماما قابل دسترس هنوز راه خیلی زیادی وجود داره که باید طی بشه. برای مطالعه‌ی بیشتر در مورد WAI-ARIA می‌تونید این مقاله به زبان ساده در اِلیست اپارت رو بخونید.

چرا من گوگل ریدر را می‌پرستم

در اون مقاله‌ای که من در نوشته‌ی قبلی هم لینکش رو داده بودم (این جا) آقای جیمز اِدوارد به بررسی سایت فلیکر –که بحق یکی از قابل توجه‌ترین نرم‌افزارهای حوزه‌ی وب ۲٫۰ محسوب می‌شه– پرداختند و بررسی کردند که چطوری توسعه دهندگان فلیکر با استفاده‌ی نابجا از آژاکس سایت‌شون رو برای گروه زیادی از بازدید کننده‌هاشون غیر قابل دسترس کردند. ایشون حتی یک نسخه‌ی تماما قابل دسترس از فلیکر رو طراحی کردند که در اون از هیچ کد جاوااسکریپتی استفاده نشده (می‌تونید این جا امتحانش بکنید). البته این صرفا یک نمونه‌ی شبیه‌سازی شده‌س و مصلم که می‌تونست زیباتر از این هم باشه. علاوه بر این راه‌کار پیشنهادی، توسعه دهندگان فلیکر می‌تونن سرویس‌شون رو در دو نسخه‌ی HTML و آژاکس هم ارائه بدن (راه‌کاری که گوگل در سرویس ایمیل خودش پیش گرفته).

Google Reader
من اما این جا به سرویس فیدخوان گوگل یعنی گوگل ریدر خواهم پرداخت و سه تا از ویژگی‌های قابل ستایش اون رو که در جهت هر چه قابل دسترس کردن این سرویس ارائه شده‌اند، معرفی خواهم کرد.

۱ میانبرهای صفحه‌کلید

یکی از ویژگی‌های بارز سرویس‌های گوگل میانبرهای صفحه‌کلید آن‌هاست. این میانبرها در گوگل ریدر بگونه‌ای هوشمندانه طراحی شده‌اند که اغلب افراد (از جمله خود من) ترجیح می‌دهند که صرفا از صفحه‌کلید برای مطالعه، برچسب گذاری، مدیریت فیدها و جابجایی بین فید‌ها و دسته‌بندی‌ها استفاده بکنند. این ویژگی برای کسانی که توانایی استفاده از موس را ندارند، امتیاز بزرگی محسوب می‌شه و می‌تونه گوگل ریدر را به ابزاری برای کاوش در اینترنت تبدیل بکنه.

Google Reader Keyboard Shortcuts

لیست کامل این میانبرها را اینجا ببینید یا این که «?» (همان shift-/) را در صفحه‌کلید خود بفشارید. با کمی تمرین خیلی زود به کار کردن با صفحه‌کلید عادت خواهید کرد.

۲ ذره‌بین گوگل ریدر

یکی دیگر از امکاناتی که اخیرا به گوگل ریدر اضافه شده ذره‌بین گوگل ریدر هستش. خیلی از افراد (باز از جمله خود من، بی‌خود نیست اگر می‌گم می‌پرستمش :-)) راحتتر هستند که به صندلی‌شون تکیه بدن و با کامپیوتر کار بکنند، در این صورت اندازه‌ی نوشته‌ها بر روی صفحه‌ی نمایش کوچک به نظر می‌رسه و همین طور، افرادی که دید کمی دارند و یا افراد کهن سال بدون فونت بزرگ قادر به مطالعه بر روی صفحه‌ی نمایش نیستند. راه‌کارهایی که مرورگرها برای افزایش اندازه‌ی فونت و یا زوم کردن بر روی صفحات ارائه می‌دن هم از اون جایی که روی کل صفحه عمل می‌کنند، چندان مناسب به نظر نمی‌رسن. ذره‌بین گوگل ریدر که با استفاده از CSS توسعه داده شده این امکان رو در اختیار شما قرار می‌ده که فقط بر روی مطلبی که در حال مطالعه هستید، زوم بکنید.

Google Reader Lens

کافی‌ست کلید «=» (برای افزایش اندازه‌ی نوشته‌ها) و «-» (برای کاهش اندازه‌ی نوشته‌ها) رو در صفحه‌کلید خود بفشارید.

۳ پشتیبانی از WAI-ARIA

همون طور که در بالا هم اشاره کردم WAI-ARIA روش‌هایی رو ارائه می‌ده که توسط اون‌ها توسعه دهندگان وب می‌تونن ماهیت عملگرهای نرم‌افزارهای وب ۲٫۰ را که با استفاده از آژاکس، جاوااسکریپت و تکنولوژی‌های مربوط به اون نوشته شدن، به اسکرین ریدرها معرفی بکنن و قابلیت دسترسی نرم‌افزارشون رو بالا ببرن. یکی از ویژگی‌های بارز گوگل ریدر پشتیبانی از WAI-ARIA هستش. هنگامی که گوگل ریدر را با استفاده از مرورگری که مجهز به اسکرین ریدر می‌باشد (مثل فایر وکس) باز می‌کنید، صدایی شنیده خواهد شد که از شما می‌خواهد برای فعال کردن نسخه‌ی ARIA گوگل ریدر کلیک بکنید، بعد از فعال‌سازی ARIA با فشردن کلید «?» بر روی کیبرد، لیست میانبرهای موجود صفحه‌کلید شنیده می‌شود، سپس از طریق همین میانبرها می‌توانید به فیدهای خود گوش بدهید!

علاوه بر سه مورد ذکر شده، گوگل گیرز (پلاگین برای بارگذاری فیدها در مرورگر بمنظور دسترسی آفلاین)، نسخه‌ی موبایل (و یا آیفون) و نسخه‌ی وی (Nintendo Wii، یک نوع کنسول بازی) از دیگر امکانات گوگل ریدر هستند که هر چند ارتباطی با بحث ما ندارند ولی جزو موارد دسترسی در وب بشمار می‌آیند.

بنظر شما توجه تیم توسعه‌ی گوگل ریدر به کاربران خود ستودنی نیست؟ باید دید سرویس‌های فیدخوان دیگر مثل استریمی با فیوریت که در حال حاضر بصورت آزمایشی ارائه می‌شوند، چه برنامه‌هایی برای افزایش سطح دسترسی خود در نظر گرفته‌اند.

نتیجه

در همان مقاله‌ای که از آقای جیمز اِدوارد معرفی کردم، ایشون سه اصل مهم توسعه‌ی نرم‌افزار برای وب رو در سه سطح بر اساس میزان اهمیت طبقه‌بندی کردند، بصورتی که دسترسی در وب در بالاترین سطح و بدنبال اون کارکرد در وب و بعد از آن مسئله‌ی زیبا شناسی قرار می‌گیره. من هم تقریبا در تمام تجربیاتم در طراحی وب سعی کردم از این سه اصل بهمان ترتیب مذکور تبعیت بکنم (در مورد وبلاگم هم همین طور) و معمولا هم وقتی اهمیت موضوع رو به مشتری‌هام توضیح می‌دم اون‌ها هم علاقه‌مند می‌شوند که سایت‌شون از همین اصول تبعیت بکنه (می‌تونید امتحان بکنید، اون قدرها هم کار سختی نیست. کی از سایتی که همه‌ی مرورگرها و با هر تنظیماتی ازش پشتیبانی می‌کنند و در یک چشم بهم زدن لود می‌شه بدش می‌آد). و می‌شه گفت دلیل این که هیچ وقت فلش کار کردن رو یاد نگرفتم و این که هنوز نمی‌دونم چطوری می‌شه با جاوا اسکریپت منوی کرکره‌ای ایجاد کرد دقیقا همین مسئله‌س :-) منتظر دیدگاه‌های شما هستم.

Balatarin Donbaleh Mohand.es del.icio.us | ۶ نظر »

ساده زیباست؛ یا زیبایی به چه کارت می‌آد! ساده خوبه | قسمت اول

/ طراحی وب و گرافیک، ۲۶م اردیبهشت ۱۳۸۷

روی سخنم با طراحان وب و عصرونه‌ی عزیز که خواستن نظر خواننده‌های وبلاگشون رو در مورد ویژگی‌های یک طرح خوب برای قالب وبلاگ، بدونن. قبلش این رو بگم که حیطه‌ی طراحی وب دیگه برنامه نویسی نیست که اگر بخوام یه مطلب براش بنویسم کلی نگرانی داشته باشم و سوراخ سمبه‌های اینترنت رو بهم بریزم تا مبادا یه جایی اشتباه بکنم و آبروم بره! تجربه‌ی طراحی من در زمینه‌ی وبلاگ فقط کمی از عمر وبلاگستان کمتر و طبیعیه که تو این حوزه راحت‌تر بتونم اظهار نظر بکنم. در چند نوشته‌ی دنباله‌دار سعی خواهم کرد ویژگی‌های یک قالب خوب و استاندارد برای وبلاگ (و نه یک سایت در حالت کلی و یا مجله‌ی اینترنتی) رو بیان بکنم. توجه داشته باشید که گفتم یک قالب استاندارد و نه زیبا. اولا تعاریفی که برای زیبایی برای یک وبلاگ می‌شه، بسته به مخاطب‌های اون وبلاگ و بالطبع سلیقه‌ی اون‌ها می‌تونه متغیر باشه، ثانیا نگاه من به زیبایی بیش‌تر پراگماتیستی (کارکرد گرایانه، جلوتر توضیح خواهم داد)، ثالثا ازتون خواهش دارم مطالبی رو که قصد دارم اینجا ذکر بکنم رو حمل بر سلیقه‌ی شخصی من در طراحی وب نکنید و بعنوان یک پیشنهاد دوستانه از طرف یکی از مخاطبانتون که بیشتر ساعات روز رو صرف خوندن مطالب مفید در وبلاگ‌هاتون می‌کنه و نه یک طراح وب بپذیرید.

فکر می‌کنم تو یکی از اسناد مربوط به وردپرس بود که خوندم اهمیت طراحی در یک سایت در ۲۰ ثانیه‌ی اول که خودش رو نشون می‌ده چون سایت بعدی فقط به فاصله‌ی یک کلیک با سایت شما فاصله داره. با وجود انبوه وبلاگ‌های فارسی که امروزه در وبلاگستان وجود داره باور بکنید تنها ابزاری که شما به عنوان یک طراح وب برای جلب توجه مخاطبانتون زمانی که برای «لحظه‌ی اول» از سایت‌تون بازدید می‌کنن دارید «یک طرح زیباست» و نه «محتوای سایتتون» (کلی عرض می‌کنم، شاید این گفته درمورد مخاطبان خاص صادق نباشه). من اما پا را از این نویسنده‌ی محترم فراتر خواهم نهاد و به شما خواهم گفت که کارکرد زیبایی در یک سایت فقط به همین ۲۰ ثانیه‌ی اول محدود می‌شه! و بعد از گذشت این چند ثانیه، راحتی مخاطب با سایت شما، کارکرد (Web usability) و قابلیت دسترسی (Web accessibility) سایت شماست که اون رو ترغیب به ادامه‌ی خواندن و بازدیدهای بعدی می‌کنه.

بعد از این مقدمه‌ی طولانی در ادامه و در طی چند نوشته‌ی دنباله دار، سعی خواهم کرد به مهمترین ویژگی‌های یک وبلاگ که سبب می‌شه مخاطب با سایت شما احساس راحتی بکنه و راحت‌تر بتونه با اون ارتباط برقرار بکنه اشاره بکنم و یک سری مقالات خوبی که قبل‌ترها باهاشون مواجه شدم رو معرفی بکنم و البته منتظر نظرات شما و مقالات پیشنهادی شما هم هستم.

۱

سادگی، سادگی، سادگی… هیچ متوجه هستید که همه صداشون در اومده؟ این مطلب رو در ۳۵degree بخونید! من نمی‌فهمم ماها چمون شده، چه اتفاقی افتاده که سادگی دیگه خوب نیست و بدرد نمی‌خوره؟ لطفا وقت بگذارید و کامنت‌هایی رو که بعنوان یک طراح وب پای این مطلب عصرونه گذاشتید رو بخونید و با کامنت‌های مخاطبانتون در اون مطلب بالایی مقایسه بکنید! هدف ما از طراحی این نیست که قدرتمون رو در خلق افکت‌های آژاکسی و فلش به رخ مخاطبانمون بکشیم، مطمئن باشید این جور قدرت نمایی‌ها فقط برای ماهاست که اهمیت داره و اون‌ها حتی متوجه‌شون هم نمی‌شن!

چرا وقتی که می‌تونیم از روش‌های متعدد CSS که در همه جای اینترنت رایگان آموزش داده می‌شن استفاده بکنیم، باز می‌آیم از فلش، جاوااسکریپت و یا آژاکس که استفاده از اون‌ها بخاطر ایرادهایی که از لحاظ دسترسی (چه توسط کاربران و چه توسط موتورهای جستجو) بهشون وارد هست، توصیه نمی‌شه، استفاده می‌کنیم‌. این مطلب رو در Dev.Opera بخونید؛ ما بعنوان یک طراح وب حق نداریم بین تکنولوژی‌های جدید و خیره کننده و بخش عمده‌ای از مخاطبانمون، گروه اول رو انتخاب بکنیم تا این طوری ثابت کرده باشیم که حرفه‌ای هستیم، حرفه‌ای بودن و حرفه‌ای طراحی کردن اصلا به این نیست که، این بستگی به میزان موفقیتمون در ایجاد ارتباط با مخاطب‌هامون داره.

من مخالف تکنولوژی‌هایی مثل آژاکس یا فلش نیستم و حتی اعتقاد دارم وب ۲٫۰ و نرم‌افزارهای مبتنی بر وب سهم بزرگی از پیشرفت‌هاشون رو مدیون این دو تکنولوژی و قابلیت‌هایی که این دو از لحاظ رابط گرافیکی (GUI) برای این گونه نرم‌افزارها بوجود آوردن، هستن. ولی می‌دونم که استفاده کردن از فلش و آژاکس در وبلاگ‌ها و یا سایت‌هایی که نیاز به دسترسی توسط اقشار مختلف جامعه با استفاده مرورگر‌های مختلف و با تنظیمات متفاوت دارن، یک اشتباه بزرگ.

و علاوه بر این، تصور این که افکت‌هایی مثل باکس‌ها، گوشه‌های گرد، سایه‌ها، انعکاس‌های آینه‌ای و آیکون‌های بزرگ جزوی از ویژگی‌های سایت‌های وب ۲٫۰ محسوب می‌شن یک اشتباه مرسوم و تنها دلیلش هم، صرفا همزمانی یک جهش چشم‌گیر در اینترنت با یک مد طراحی همه‌گیر (من بهش می‌گم اسمشینگ زدگی)، که البته گذراست. اگر واقعا با من موافقید که طراحی هنر، لطفا خودتون رو محدود به این نوع کپی کاری‌های کورکورانه نکنید و سعی بکنید با اعتماد بنفس بیشتری روش مخصوص به خودتون رو در طراحی پیش بگیرید.

در رابطه با استانداردهای وب، کارکرد و دسترسی در وب این مقاله‌ی عالی رو در وبلاگ شاهو طوفانی بخونید.

Balatarin Donbaleh Mohand.es del.icio.us | ۷ نظر »

یک توضیح و ذکر چند نکته

/ عمران ۲٫۰، ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۷

یک توضیح: قبل از هر چیز از همه‌ی کسانی که تو این چند هفته که از انتشار اولین نوشتم می‌گذره به اینجا سر زدن و پیگیر شدن تشکر می‌کنم و بابت تاخیری که پیش اومده واقعا شرمندم. باور بکنید منظور من از این نوشته توجیح تاخیر طولانی‌ام نیست و اصلا دوست ندارم همه‌ی کسایی رو که تو این مدت به من و وبلاگ‌ام علاقه نشون دادن، ناامید بکنم. راستش یک درگیری ذهنی بزرگ و کارهای مربوط به دانشگاه (از جمله سمینار کلاسیم که خوشبختانه بالاخره تموم شد) باعث شد که تو این مدت با وجود اینکه وقت آزاد کافی داشتم، تمرکز کافی برای نوشتن نداشته باشم. که البته امیدوارم بتونم خیلی زود از این حالت در بیام تا دیگه اینقدر شرمسار خوانندگان این وبلاگ نشم.

و اما ذکر اون چند تا نکته

اول این رو بگم که تجربه‌ی برنامه‌نویسی من تنها محدود به همون درس سه واحدیی می‌شه که معمولا تو همه‌ی رشته‌ها در دوره‌ی کارشناسی تدریس می‌شه و درواقع سواد برنامه‌نویسی من از همون if و while و loopها فراتر نمی‌ره. بنابر این دلم می‌خواد این رو بدونید که (همانطور که قبلا هم گفتم) من در حال یادگیری زبان برنامه نویسی جاوا هستم و بنابر این طبیعی که تو این مدت کم هیچ نمونه‌ی عملی نرم‌افزاری در دست نداشته باشم و یا این که قادر به پاسخگویی سوال‌های شما در این زمینه نباشم. و البته خوشحال خواهم شد اگر بتونم از راهنمایی‌های دوستان استفاده بکنم.

در پاسخ به این سوال که چرا جاوا رو برای یادگیری انتخاب کردم و چرا مثلا PHP، ASP و یا ++C نه؟ باید بگم که اولا زبان‌های برنامه‌نویسی مثل PHP (و بخصوص روبی) در واقع بیشتر برای پردازش داده‌ها توسعه داده شدن تا انجام کارهای محاسباتی که در مورد نرم‌افزارهای مهندسی شاهدشون هستیم یا بهتره بگم این گونه زبان‌های برنامه نویسی که عمدتا برای وب توسعه داده می‌شن Data Oriented هستن تا Computational Oriented. و خوشبختانه این امر در مورد زبان برنامه‌نویسی جاوا صدق نمی‌کنه (شاید یه این دلیل که این زبان اختصاصا برای وب توسعه داده نشده یا شاید دلیلش تاثیری باشه که این زبان از زبان‌هایی مثل ++C گرفته). و دوم این که با یک جستجوی ساده بین مقاله‌های مهندسی در ساینس دایرکت متوجه فراوانی مقاله‌های نوشته شده به زبان‌های جاوا خواهید شد که خوب این امر منابع زیادی رو برای یادگیری در اختیار من قرار می‌ده. و از دلایل دیگم برای انتخاب جاوا استقلال برنامه‌های نوشته شده با جاوا از پلتفورم -یا همون جمله‌ی تبلیغاتی معروف Write Once, Run Anywhere- هستش که فکر می‌کنم ایده‌های خوبی برای یه نرم‌افزار مهندسی براش داشته باشم (مگه یه دوربین نقشه برداری چی کم از ماشین رختشویی داره بخصوص اگه توانایی اجرای یه نرم‌افزار مبتنی بر وب رو هم بهش اضافه بکنیم)، فراموش نکنید که یکی از ایده‌هایی که در وب ۲٫۰ مطرح می‌شه ارایه‌ی نرم‌افزارهایی که قابلیت اجرا از هر ابزار سخت‌افزاری رو داره (Tim O’Reilly’s Software Above the Level of a Single Device) از کامپیوترهای شخصی، تلفن‌های همراه و خودروها گرفته تا هر ابزاری که برای انجام آزمایش‌های صحرایی در مباحث مربوط به ژئومکانیک (گرایش تحصیلی من) مورد استفاده قرار می‌گیره، که باعث می‌شه جاوا رو حتی به زبان قدرت‌مندی مثل ++C هم ترجیح بدم. و از دلیل‌های دیگم در انتخاب جاوا کدباز بودن این زبان که علاوه بر این که باعث می‌شه ویرایش‌ها و کتابخانه‌های متعددی از آن در دسترس باشه، آینده‌ی این زبان برنامه‌نویسی رو به عنوان یک زبان قدرتمند تامین می‌کنه، هرچند شرکت سان مایکروسیستم کلیه‌ی خدماتش رو (مثل داونلود اپلت‌های جاوا) برای میهن عزیزمون بلاک کرده که خوب بخاطر اهمیت استراتژیکی که جاوا می‌تونه داشته باشه، جای تعجبی هم نداره.

و نکته‌ی دیگه این که من لاکپشتی‌ترین موجودی هستم که تاریخ به خودش دیده! (البته نه تا این حد غلیظ)، که باعث می‌شه همیشه از کارهام عقب بمونم و اساسا بی‌خوابی‌های شب امتحان، یا روزهایی که قراره فرداش گزارش‌کاری، سمیناری و یا پروژه‌ای تحویل بدم در زندگی من یک امر عادی. و بعید می‌دونم با این در واقع «انفجار ایده‌های نو» که امروزه در وب شاهدش هستیم بتونم راه بجایی ببرم! بنابر این خوشحال خواهم شد اگر بتونم تو این زمینه با کسی که هم رشته‌ای من هستش و البته به وب ۲٫۰ و برنامه‌نویسی علاقه‌مند همکاری داشته باشم.

Balatarin Donbaleh Mohand.es del.icio.us | یک نظر »

سلام به همگی!

/ عمران ۲٫۰، ۲۹م فروردین ۱۳۸۷

به عمران ۲٫۰ خوش آمدید! با وجود تجربه‌ی چندین ساله‌ام در طراحی و راه‌اندازی وبلاگ برای دیگران (راستش خیلیاشون دیگه وجود ندارند و اون‌های دیگه هم مطمئن نیستم اجازه داشته باشم اینجا ازشون اسمی ببمرم) این اولین پست وبلاگی من است. یاسین الوندی هستم مهندس عمران علاقه‌مند به مهندسی نرم‌افزار، اینترنت (بخوانید همان نرم‌افزار) و… بقیه‌ش رو هم اینجا بخونید!

عمران ۲٫۰ یه جور پروژه‌س (و شاید پایان نامه‌ی کارشناسی ارشد برای یک دانشجوی مکانیک خاک وپی) که در آن سعی خواهم کرد به بررسی نرم‌افزارهای مبتنی بر وب و مزایای آن بر نرم‌افزارهای دسکتاپ و همچنین وب ۲٫۰ و امکان یاری خواستن از قابلیت‌های بیشمار آن در توسعه (Developing) این گونه نرم‌افزارها بپردازم. نرم‌افزارهای مهندسی مبتنی بر وب سابقه‌ای هشت ساله دارند (از اواخر ده‌ی ۹۰ میلادی) با وجود این هنوز هم یک اقدام غیر معمول در حیطه‌ی مهندسی نرم‌افزار بشمار می‌آیند. ولی چیزی که مسلمِ امروزه اینترنت به عنوان یک پلتفورم جدید رقیبی قدرتمند در برابر پلتفورم‌های کلاسیک (ویندوز، مک و …) محسوب می‌شود. و تلاش غول‌های نرم‌افزاری حیطه‌ی وب ۱.۰ در تصاحب این حیطه –مایکروسافت با معرفی آفیس لایو و اَپل با معرفی SDK (کیت توسعه‌ی نرم افزار) برای محصول آیفون خود– حکایت از این مدعا دارد. پلتفورم جدید با دارا بودن ویژگی‌های مهمی مثل قابلیت دسترسی از هر جا و از طریق سخت افزارهای مختلف (تلفن‌های همراه و خودروها به عنوان نمونه) و همچنین با در اختیار داشتن منابع اطلاعاتی (Data Source) غنی و پیوسته در حال گسترش توسط کاربران روز به روز مورد توجه بیشتر شرکت‌های صنایع کامپیوتر قرار خواهد گرفت. و پر بی‌راه نیست اگر گفته شود شبکه کامپیوتر جدید است (Network is the New Computer).

نوشته‌های من در این وبلاگ صرفا به این حیطه‌ی خاص از علایق‌ام محدود نخواهد شد و سعی خواهم کرد بییشتر به خود اینترنت و مزایای اون برای مهندسین عمران و همچنین پاره‌ای دیگر از علایق‌ام مثل طراحی وب و گرافیک، عکاسی و موسیقی نیز بپردازم. بنابر این خواندن این وبلاگ به مهندسین عمران (یا هر گرایش دیگه‌ای، اگه براشون کسر شان نباشه!) مهندسین نرم‌افزار و علاقه‌مندان به مباحث وب ۲٫۰ و وب معنایی (Semantic Web)، طراحان وب و گرافیک و یا هر کس دیگه‌ای که به نوشته‌های هر از گاهی درباره‌ی عکاسی و موسیقی علاقه‌مند است توصیه می‌شود. برای شروع بد نیست عمران ۲٫۰ را در فید ریدر خود مشترک شوید و یا ایمیل خود را اینجا وارد بکنید تا نوشته‌های من رو از دست ندهید.

Balatarin Donbaleh Mohand.es del.icio.us | ۱۰ نظر »