پنجاه سال پیش، در روزهای دوم مارس و بیستودوم آوریل ۱۹۵۹، مایلز دیویس با همراهی گروه ششگانهاش در استودیوی کلومبیا رکوردز واقع در نیویورک، اقدام به ضبط آلبومی با عنوان Kind of Blue کرد، که منبع الهام بسیاری از آهنگسازان — نه فقط در ژانر جاز بلکه در همهی ژانرهای موسیقی — در ادامهی قرن گشت. گروه عبارت بودند از ترومپتیست مایلز دیویس و نامهای بزرگی چون ساکسیفونیست (Tenor Sax) جان کُلترِین، ساکسیفونیست (Alto Sax) کَنُنیبال اَدرلی، پیانیست بیل ایوانز، بسیست (Double Bass) پل چمبرز و درامر جیمی کاب. بعدها Kind of Blue تبدیل به پرفروشترین آلبوم مایلز دیویس و پرفروشترین آلبوم تاریخ موسیقی جاز گشت. این آلبوم توسط بسیاری از منتقدین به عنوان پرشکوهترین آلبوم جاز همهی دورانها و شاهکار مایلز دیویس معرفی گشته است و در رتبهبندیهای منتشر شدهی بسیاری در ژانرهای متفاوت، در صدر جدول و یا نزدیک بدان قرار گرفته است.
Kind of Blue به عنوان یکی از موفقترین آلبومهای به سبک جاز مُدال (Modal Jazz) شناخته شده است. قطعه فیلم زیر در پاسداشت پنجاهمین سالگرد انتشار این آلبوم و همزمان با انتشار ویرایش جدید آلبوم با عنوان Kind of Blue: ۵۰th Anniversary Collector’s Edition ساخته شده است. ویرایش جدید آلبوم شامل قطعات اصلی به همراه انتخابی از گفتگوهای داخل استودیو و اجراهای اشتباه گروه میباشد.
نمیدونم این چه بلاییه که سر آیاسپی محترمی که بنده از سرویس اینترنتیش استفاده میکنم اومده که الان یه چند وقتی ما رو ژاپنی (یا دقیقتر بگم مشکوک به ژاپنی) جا میزنه! البته هر چند اولش کلی با موتور جستجوی گوگل سر و کله زدیم تا تونستیم صفحهی اولش رو با کلمات آشنای انگلیسی مزین بکنیم (خداییش الان میفهمم خارجیا وقتی اتفاقی گذارشون به وبلاگهای ما میافته چه حالی میشن، واقعا دیدن اون خط خطیای خرچنگ قورباغه خیلی اعصاب خورد میکنه :-)) ولی به دلایلی که بهتون خواهم گفت اصلا هم از این وضع ناراضی نیستم و دلم میخواد صد سال سیاه هم درست نشه! D: بعنوان کسی که عاشق موسیقی جاز (بخصوص از نوع آوانگارد) و کسی که هنوز داغ از دست دادن پاندورا تو دلش مونده و هنوز هم که هنوز هر از جند گاهی به زور پراکسی بهش سر میزنه و تا مچش رو نگرفتن و با تیپا بیرونش نکردن، چند ترک ناقابل اون هم با این سرعت کم اینترنت گوش میکنه، طبیعیه که اولین چیزی که با شرایط بوجود اومده به سرش میزنه این که یه سری هم به پاندورا بزنه! بلافاصله این جرقه در ذهنم زده شد و با کمال تعجب متوجه شدم که میتونم مثل همهی کاربران محترم ایالات متحده و بریتانیای کبیر براحتی از این سرویس کما فی السابق استفاده بکنم! راستش از دلایل فنی وقوع این اتفاق سر در نمیآرم ولی این طور بنظر میرسه که اصولا هیچ کدوم از این سرویسها نمیتونن محل آیپی من رو شناسایی بکنن (ضمنا آیپیم هم عوض شده) به هر حال این وسط ژاپن از کجا در اومده من نمیفهمم!
و اما برای کسایی که در جریان نیستن باید بگم که سرویس پاندورا در واقع یک جور رادیوی اینترنتی که این امکان رو در اختیار کاربران (آمریکایی و انگلیسی) قرار میده که در ایستگاههای رادیویی مختلف به آهنگهای پیشنهادی مشابه بر اساس آهنگ (song و نه آلبوم) و یا هنرمند (خواننده و یا آهنگساز) مشخص، گوش بدهند. این آهنگهای مشابه در واقع بر اساس اطلاعات تحلیلی جامعی که توسط گروهی از موسیقیدانان و تکنولوژیستهای دوستدار موسیقی تحت پروژهی ژنوم موسیقی از ژانویهی سال ۲۰۰۰ جمعآوری شده، پیشنهاد میشوند. اطلاعاتی که آهنگها رو بر اساس ملودی، هارمونی و ریتم گرفته تا تنوع ساز، ارکستراسیون، ساختار، ترانه و آواز و یا در حقیقت بر اساس احساسی که با گوش دادن به هر آهنگ منفرد ممکنه بهتون دست بده (و نه بر اساس ژانر بخصوص)، دستهبندی میکنن. شما حتی میتونید ایستگاههایی بر اساس ترکیبی از دو یا چند آهنگ بوجود بیاورید و هر چقدر بیشتر با پاندورا کار بکنید موسیقی پیشنهادی اون بیشتر از قبل به سلیقهی شما نزدیک خواهد شد! همچنین امکان خرید هر کدوم از آهنگهای مورد پسندتون از طریق آمازون.کام و یا فروشگاه آیتونز فراهم شده (دربارهی پاندورا).
هر چند آهنگها بطور کامل پخش میشن ولی کنترل شما بر آهنگها محدوده، مثلا نمیتونید به عقب برگردید و آهنگهایی رو که قبلا پخش شده رو دوباره گوش بدید و یا بیش از سه چهار آهنگ رو نمیتونید یکجا رد بکنید و برای گوش دادن به آهنگ بعدی باید آهنگی که در حال حاضر پخش میشه رو کامل گوش بدید و کلا هیچ کنترلی روی ترتیب آهنگهایی که پخش میشن ندارید که بخاطر قوانین مربوط به حقوق مولف (کپی رایت) طبیعی بنظر میرسه. البته ظاهرا وجود این ملاحظات برای شرکتهای ضبط و پخش موسیقی که متوجه نیستن که مدل تجاریشون دیگه تاریخ گذشتهس! کافی نبوده، این بود که با طرح قوانین جدید برای رادیوهای اینترنتی اونها رو مجبور به پرداخت درصد بیشتر و تضمینهای محکمتر بر رعایت قوانین کپی رایت کردن و این شد که پاندورا از ارائهی سرویس به کشورهای خارج از آمریکا و انگلیس معذور ماند.
بر خلاف تصورات معمول پاندورا یک سرویس وب ۲٫۰ محسوب نمیشه، دلیلش این که پاندورا از هیچ کدوم از امکاناتی که اینترنت میتونه در اختیار نرمافزارهای وبی قرار بده — مثل استفاده از عقل جمعی در بهبود عملکرد — بهرهای نمیبره و در واقع الگوریتم اون بگونهای که میتونسته بصورت آفلاین هم همون کارکرد رو داشته باشه. اگر این موضوع براتون جالب این مقالهی تیم اُریلی دربارهی دستهبندی نرمافزارهای وب ۲٫۰ رو بخونید. تفاوت بین پاندورا و سرویسهای مشابه دیگه مثل لست.افام و آیلایک هم در همین نکتهس. هر چند به عقیدهی من هیچ کدوم از دو سرویس مذکور به اندازهی پاندورا در پیشنهاد آهنگهای مشابه موفق نبودن (من با هر سهی این سرویسها کار کردم).
کسایی که جاز گوش میدن در جریان هستن که بخاطر روح بداهه نوازی در جاز و همچنین عمر صد سالهی اون تنوع سبک فراوانی در این ژانر از موسیقی بوجود آمده که باعث میشه دو سبک متفاوت از جاز، زمین تا آسمون با هم تفاوت داشته باشن (لیست سبکهای مختلف جاز رو این جا ببینید) و همین طور یک آهنگ مشخص زمانی که توسط نوازندههای مختلف نواخته میشه هرگز یک احساس مشترک رو منتقل نخواهد کرد و ممکنه از خیلیاشون حتی خوشتون نیاد. بخاطر همین مسئلهس که سرویسهایی مثل لست.افام و آیلایک هیچ وقت در کشف آلبومهای مورد علاقهی من موفق نبودن (اغلب از رویوهای آمازون استفاده میکنم) ولی پاندورا حرف نداره هر چند هنوز خیلی از آلبومهای مورد علاقهم رو اون تو پیدا نمیکنم. به مشخصات قطعهی “Part II b” از آلبوم “The Koln Concert” اثر کیث ژارت که در مقابل قطعهی “Paranoid Android” از آلبوم “Live In Tokyo” اثر برد ملداو توسط پاندورا پیشنهاد میشه توجه بکنید:
Based on what you’ve told us sofar, we’re playing this track because it features avaunt-gard leanings, classical music influences, solo piano performance, a melodic piano solo and interesting harmonic progressions.
بهر حال ما که ظاهرا خیلی خوش بحالمون شده :-) ولی شما هم اگر کمی منتظر بمونید میتونید از وبسایت گلوبال پاندورا که عملکردی مشابه یک پراکسی داره و قرار بزودی راهاندازی بشه، استفاده بکنید! مشکل عمدهی این جور سایتها این که نمیتونن پاسخگوی حجم زیاد کاربران پاندورا باشن و خیلی زود با افزوده شدن تعداد کاربرهاشون از کار میافتن. ولی خوب گلوبال پاندورا نباید زیاد بد باشه (من یه مدت باهاش کار کردم) و علاوه بر این بنظر نمیرسه که خود مدیران پاندورا مخالفتی با راهاندازی سایتهای این چنینی داشته باشن.
یاسین الوندی، طراح وب و گرافیک و اگر بتوانم برنامهنویس نرمافزارهای مبتنی بر وب. اینجا مینویسم شاید تا فراموش نکنم که مهندس عمرانام و دانشجوی کارشناسی ارشد در رشتهی مکانیک خاک و پی... ادامه »