/ بایگانی ماهانه / اسفند ۱۳۸۷

«آزادی‌های اساسی» کاربران نرم‌افزار در نظر بنیاد نرم‌افزار آزاد

/ نرم‌افزار آزاد، ۲۵م اسفند ۱۳۸۷

تصور بکنید که شما در زیرزمین خانه‌تان یک جفت کفش اسکیت کهنه داشته باشید و یک روز تصمیم بگیرید که از چرخ‌های کفش‌های اسکیتتان در ساخت روبات اسکیت‌بازی استفاده بکنید. حال اگر کارخانه‌ی سازنده‌ی کفش اسکیت این اجازه را به شما ندهد؛ مثلا در راهنمای استفاده که همراه با کفش‌های اسکیت هست، نوشته باشد که حق جدا سازی و یا دست بردن در قطعات داخلی اسکیت را ندارید، چه حالی پیدا می‌کنید؟ یا به این فکر یکنید که در راهنمای استفاده از کفش های اسکیت نوشته باشد که فقط شخصی که بابت خرید کفش‌ها پول می‌پردازد و یا آن‌ها را از کسی هدیه می‌گیرد، حق استفاده دارد، و شما این حق را ندارید که کفش‌هایتان را مثلا به پسر همسایه‌تان قرض بدهید. در غیر این صورت کارخانه‌ی سازنده می‌تواند شما را تحت پیگرد قانونی قرار داده و وادار به پرداخت جریمه‌ی نقدی بکند و یا حتی زندانی بکند. فکر می‌کنم در این صورت با من موافق خواهید بود که در واقع مالک کفش‌های اسکیتی که بابت آن‌ها پول پرداخت کرده‌اید، نیستید؛ و از شما در استفاده از کفش‌های اسکیتتان صلب آزادی شده است.

هرچند چنین مساله‌ای در زمینه‌ی اسبایی مثل کفش اسکیت به ندرت اتفاق می‌افتد، در دنیای نرم‌افزار و اسباب دیجیتال شرکت‌های بسیاری وجود دارند که چنین محدودیت‌هایی (و حتی شدید‌تر از آن) در استفاده‌ی کاربران از محصولاتشان اعمال می‌کنند. شرکت‌هایی مثل مایکروسافت، اپل، ادوبی، آمازون و… از این جمله‌اند. نرم‌افزارهای این چنینی اغلب اختصاصی (Proprietary) نامیده می‌شوند. اگر شما از این نرم‌افزارها نسخه‌برداری بکنید و به دوست خود بدهید، اگر سعی بکنید که از روش کار نرم‌افزار سر در بیاورید، اگر در این نرم‌افزارها دست ببرید و یا اگر آن را بر روی بیش از یک کامپیوتر از کامپیوترهای متعلق به خود نصب بکنید، شرکت سازنده می‌تواند شما را دستگیر، جریمه و یا زندانی بکند. این‌ها مواردی است که شما آن‌ها را در موافقت‌نامه (License agreement) نرم‌افزار پذیرفته‌اید. چنین شرکت‌هایی اغلب برای کنترل کاربران اعمال آن‌ها را بر روی کامپیوترهایشان جاسوسی می کنند، فارغ از این که اساسا این شرکت‌ها به دنبال چه نوع اطلاعاتی از کاربران هستند، این کار تجاوز به حریم شخصی افراد محسوب می‌گردد. جالب است بدانید که در سال‌های اخیر ناشرین محصولات دیجیتال مثل فیلم، موسیقی و کتاب نیز به این جمع پیوسته‌اند و مثلا حق کپی کردن را از روی آلبوم موسیقی که بابت آن پول پرداخته‌اید — حتی برای استفاده‌ی شخصی در پخش‌کننده‌ی صوتی دیجیتال متعلق به خودتان — از شما صلب می‌کنند.

Levitating, Meditating, Flute-playing Gnuبنیاد نرم‌افزار آزاد نام موسسه‌ای است که از سال ۱۹۸۵ به دفاع از آزادی‌های اساسی کاربران نرم‌افزار می‌پردازد. این موسسه توسط ریچارد استالمن بنیان گذاشته شده است و از وظایف آن، در کنار ارائه‌ی تعریفی مشخص از نرم‌افزار آزاد و حفظ، دفاع و ارتقای آزادی‌های کاربران، توسعه‌ی سیستم عامل گنو (GNU) می‌باشد. هدف از پروژه‌ی گنو توسعه‌ی یک سیستم عامل تماما آزاد است که شامل همه‌ی نرم‌افزارهای مورد نیاز کاربران باشد. با گذشت بیش از ۲۵ سال از آغاز این پروژه (از سال ۱۹۸۴)، در حال حاضر گنو دارای بیش از ۵۰۰۰ نرم‌افزار منفرد شامل هر مورد قابل تصور می‌باشد. در حال حاضر چون بخش هسته (Kernel) این سیستم عامل، گنو هرد (GNU Hurd) کامل نیست از هسته‌ی لینوکس — که خود نیز آزاد می‌باشد — بهره می‌برد.

بر اساس تعریفی که بنیاد نرم‌افزار آزاد ارایه می‌دهد نرم‌افزار آزاد، آزادی کاربران را در اجرا، نسخه‌برداری، توزیع، مطالعه، تغییر و بهبود نرم‌افزار ارج می‌نهد. یا به اختصار نرم‌افزار آزاد به چهار نوع آزادی برای کاربران نرم‌افزار اشاره دارد:

  • آزادی در اجرای برنامه، به هر منظوری (آزادی ۰).

  • آزادی در بررسی چگونگی کارکرد برنامه و تغییر آن در راستای برآوردن نیاز‌های کاربر (آزادی ۱). دسترسی به کد منبع (Source Code) برنامه پیش‌فرضی برای این مورد محسوب می‌گردد.

  • آزادی در توزیع نسخ برنامه برای یاری دیگران (آزادی ۲).

  • آزادی در بهبود کیفیت برنامه و انتشار بهسازی‌ها (و در حالت کلی نسخه‌ی اصلاح شده) به عموم، تا همه‌ی اجتماع از آن بهره برند (آزادی ۳). دسترسی به کد منبع برنامه پیش‌فرضی برای این مورد محسوب می‌گردد.

در صورتی یک نرم‌افزار، آزاد محسوب می‌گردد که کاربران آن از همه‌ی این آزادی‌ها بهره‌مند باشند. آزادی در این‌جا بدین معنی است که نیازی به کسب اجازه و یا پرداخت پول برای انجام هر کدام از کارهای فوق نیست — این بدان معنی نیست که نرم‌افزار آزاد نمی‌تواند پولی باشد، چنانچه در حوزه‌ی نشر کتاب (غیر دیجیتال) نیز کاربران از برخی از آزادی‌های فوق برخوردارند و این هیچ منافاتی با پولی بودن کتاب‌ها ندارد.

در کنار همه‌ی این اوصاف نقطه‌ی قوت نرم‌افزارهای آزاد از نظر شخصی که نگاهی تکنیکی به نرم‌افزار دارد میزان بالای قابلیت اتکا (Reliability) آن‌ها در مقایسه با نرم‌افزار‌های اختصاصی معادل است که البته چیز چندان عجیبی هم نیست. از آن جا که نرم‌افزار آزاد از توان همه‌ی افراد اجتماع (شامل توسعه‌دهندگان و کاربران) در جهت حل مشکلات بهره می‌برد. کاربران نه تنها وجود باگ‌ها (Software bug) را گزارش می‌دهند، بلکه آن ها را تصحیح و اصلاحات را به دیگر افراد اجتماع ارسال می‌کنند؛ همه‌ی افراد در جهت حل مشکلات نرم‌افزار بر می‌آیند و نه گروه خاصی از توسعه‌دهندگان. علاوه بر این از آن‌جایی که کدهای نرم‌افزارهای آزاد بارها و بارها توسط افراد مختلف خوانده می‌شوند، احتمال بروز اشتباهات در میان کدها به حداقل می‌رسد. از لحاظ کارخوری (Usability) نیز به دلیل طبیعت تعاونی (Collaborative) و بهره‌گیری از عقل جمعی در توسعه‌ی این گونه نرم‌افزارها، کاربران نرم‌افزارهای آزاد می‌توانند در هر نسخه‌ی جدید — که معمولا با فاصله‌ی زمانی کمتری نسبت به نرم‌افزارهای اخنصاصی معادل منتشر می‌گردد — انتظار قابلیت‌های خلاقانه‌ی بسیاری داشته باشند. نسخه‌ی ۳ مرورگر فایرفاکس و نسخه‌ی ۴ محیط میزکار KDE تنها نمونه‌ای از این ویژگی هیجان انگیز را در میان نرم‌افزارهای آزاد بازگو می‌کنند.

ناگفته نماند که این ویژگی‌های تکنیکی در نرم‌افزارهای کدباز (Opensource) نیز به چشم می‌آید. با وجود این کدباز صرفا یک روش (متدلوژی) توسعه‌ی نرم‌افزار محسوب می‌گردد (و اتفاقا امروزه از نوع بسیار موفق آن)، در حالی که نرم‌افزار آزاد فرهنگ آزادی خواهی و یک جنبش اجتماعی است که با محدودیت‌هایی که برخی شرکت‌های نرم‌افزاری با کسب امتیازهای انحصاری بوجود آورده‌اند و به محیط ناسالم علمی دامن زده‌اند، مبارزه می‌کند. قصد دارم طی چند نوشته‌ی آتی به فلسفه‌ی نرم افزار آزاد پرداخته و ابعاد مختلف آن را در دنیای دیجیتال (چه نرم‌افزار و چه تالیفات هنری دیجیتال مانند موسیقی) و در میان جوامع علمی بپردازم.

* تصویر فوق، گنوی شناور، در حال مراقبه و نواختن فلوت از Nervax Design Tea

Balatarin Donbaleh Mohand.es del.icio.us | نظر بدهید »

الهام از کمیک استریپ در طراحی صفحات وب: دو نکته‌ی تامل برانگیز

/ طراحی وب و گرافیک، ۵م اسفند ۱۳۸۷

اندی کلارک (Andy Clarke)، نویسنده‌ی کتاب پر فروش Transcending CSS: The Fine Art of Web Design، طی مقاله‌ای خلاقانه در وب‌سایت (معرکه‌ی) ۲۴ ways، به معرفی کتاب‌های کمیک (کمیک استریپ) به عنوان منبع الهام بخش برای طراحان وب می‌پردازد. سپس دو نمونه از این ترفند‌های الهام بخش را که طراحان کتاب‌های کمیک از آن بهره می‌برند، به عنوان اثباتی بر مدعای خود پیش روی می‌آورد. این ترفند‌ها، شامل استفاده‌ی نویسنده و یا طراح کتاب‌های کمیک از ابعاد کادرها (پنل‌ها و یا قطعات که تصاویر را در بر می‌گیرند) برای بیان سرعت (و تراکم) وقوع حوادث و ایجاد امکان تمرکز بیشتر خواننده بر روی کادرهای با ابعاد بزرگ، و همچنین استفاده از کادرهای بدون قاب در بین کادرهای قاب‌دار در جهت جلب توجه بیشتر خواننده بر کادر بدون قاب، می‌باشد. من البته این جا قصد تکرار این نکات ظریف را ندارم و توصیه می‌کنم که مقاله‌ی اندی کلارک را قبل از ادامه‌ی نوشته‌ی من مطالعه فرمایید. قصد دارم دو نکته‌ی ظریف از نوع استفاده‌ی طراحان وب از این دو ترفند بیان کنم.

روزنامه‌ی کیهان: شاه رفت

۱

استفاده از فونت (تایپ) بزرگ در صفحات وب، از جمله‌ی روش‌های خلاقانه‌ی طراحی وب است که در چند سال اخیر با معرفی هر چه بیشتر اصول تایپوگرافی (Typography) و طراحی چهارخانه‌ای (Grid design) به طراحی وب، شیوع فراوانی پیدا کرده است. نمونه‌های فراوانی از آن را در وب‌سایت Smashing Magazine (همچنین این نوشته) خواهید یافت. اندی کلارک در مقاله‌ی خود به ترفندی که طراحان کتاب‌های کمیک در استفاده از کادرهای با ابعاد بزرگ به کار می‌گیرند اشاره می‌کند و تاثیری را که این ترفند بر خوانندگان این نوع از کتاب‌ها دارد بیان می‌کند. وجود کادرهای بزرگ در میان کادرهای کوچک در کتاب‌های کمیک سبب می‌گردد که چشم‌های خواننده (خودآگاه و یا ناخودآگاه) زمان بیشتری را صرف مطالعه‌ی تصاویر و نوشته‌های داخل آن کادر بکند. در واقع نویسنده با این ترفند موفق می‌شود که عامل زمان را نیز وارد روایت خود از داستان بکند و از این طریق وقوع حوادث در مدت زمان طولانی را به خوانندگان خود تلقین کند. چنان‌که چندین کادر کوچک کنار هم (که اساسا برای مطالعه‌ی سریع طراحی می‌شوند)، زمان سریع وقوع حوادث و فشردگی آن را تلقین خواهند کرد. اما تاثیر مهمی که این وقفه در تعقیب خط روایی داستان بر خوانندگان دارد، ایجاد فرجه‌ی زمانی بیشتر برای تفکر خواننده بر داستان و در صورت نیاز فراهم آوردن امکان حدس و گمان در خواننده در حین مطالعه‌ی کتاب می‌باشد. فرصتی که به گمان من در داستان‌هایی که بصورت متنی منتشر می‌شوند به سختی فراهم می‌آید (شاید بی‌دلیل نباشد که اکثر داستان‌هایی که بصورت کمیک منتشر می‌شوند روایتی معما گونه و یا پلیسی دارند). همان‌گونه که پیش از این نیز گفتم این ترفند در حوزه‌ی طراحی وب نیز گاها (بخصوص در وب‌سایت‌های موسوم به وب ۲٫۰) مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اما گاهی وقت‌ها طراحان وب که از دلایل وجود این گونه شیوه‌های طراحی (استایل‌ها) آگاهی کافی ندارند آن را بگونه‌ای نامناسب به کار می‌گیرند. یک نمونه از این استفاده‌های نابجا، عناوین و یا لوگو (برند) با فونت بزرگ در طراحی صفحات وب می‌باشد — که البته خود من نیز در طرح اولیه‌ی همین وبلاگ مرتکب این اشتباه شده بودم. در صورتی که در حالت معمول هیچ نکته‌ی تامل برانگیز در عنوان سایت‌ها وجود ندارد، اساسا نیازی بر مکث خواننده بر لوگوی وب‌سایت نیست و این ترفند البته هیچ سودی در جهت افزایش کارخوری (Usability) وب‌سایت‌ها ندارد؛ هر چند همگان بر این نکته واقفیم که لوگوی سایت اهمیت زیادی در ایجاد تصویری ماندگار در ذهن بازدیدکنندگان سایت‌ها دارد، ولی فکر نمی‌کنم که نکته‌ی مذکور منافاتی با این مهم داشته باشد. بنابر این بهتر است که این ترفند در صورتی که دلایل کافی در استفاده از آن وجود داشته باشد مورد استفاده‌ی طراحان قرار گیرد. تعداد زیادی از وب‌سایت‌هایی که دچار این اشتباه شده‌اند را در همان دو نوشته‌ی Smashing Magazine که در بالا آورده‌ام، خواهید یافت.

۲

همواره وب‌سایت ادوبی.کام، با آن طرح جسورانه‌اش به عنوان سایت رسمی یک شرکت معتبر نرم‌افزاری، من را به شگفتی واداشته است. برای این که منظورم را به خوبی متوجه شوید، کافی است فقط ترکیب رنگ این سایت را با سایت‌های شرکت‌هایی مثل IBM، سان و مایکروسافت مقایسه بکنید. بهتر است توجه شمار را به این نکته‌ی شگفت جلب بکنم که وب‌سایت ادوبی.کام تنها وب‌سایت شرکتی است که تا این اندازه جسورانه برند (لوگو) خود را در طراحی نادیده می‌گیرد، طوری که اگر لوگوی سایت را که در منتها الیه گوشه‌ی بالا، سمت راست صفحه کنار موتور جستجو جای گرفته است نادیده بگیریم (حتی سمت راست برای یک سایت به زبان چپ-به-راست جای مناسبی برای قرار گیری لوگو نیست)، می‌توان گفت که سایت رسمی شرکت ادوبی فاقد لوگو می‌باشد! توجه داشته باشید که در نمایش‌گرهای عریض که صفحات با عرض زیاد نمایش داده می‌شوند، همین لوگو نیز بکلی از کادر اصلی سایت که در انتهای سمت چپ صفحه‌ی نمایش قرار می‌گیرد، خارج می‌گردد. اما نکته‌ای که می‌خواهم این جا بدان اشاره بکنم، طرحی است که اندی کلارک از کتاب‌های کمیک استریپ الهام می‌گیرد و به نظر می‌رسد که طراحان باهوش ادوبی نیز بر آن واقف‌اند.

Concrete اثر Paul Chadwick

اندی کلارک در مقاله‌ی خود به وجود کادر‌های بدون قاب (Border) در کتاب‌های کمیک در میان کادرهای قاب‌‌دار اشاره می‌کند و به بیان این نکته که چگونه نبود قاب محدود کننده به دور این کادرها، سبب می‌گردد که آن کادر در مقابل دیگر بخش‌های صفحه مشخص‌تر به نظر آید و چنین به نظر رسد که گویی آن کادر — که لزوما ابعاد متفاتی با کادرهای دیگر ندارد — تمام صفحه را در بر گرفته است. در صورتی که روال معمول در طراحی وب ایجاد کادر به دور المان‌های مهم و در خور توجه می‌باشد؛ خود اندی کلارک نیز به این نکته‌ی قابل تامل اشاره دارد. در طرح سایت ادوبی نیز — به خصوص در میان صفحات فرعی سایت مثل صفحه‌ای که به فلش پلیر اختصاص یافته است — متوجه می‌شویم که قسمت سربرگ (Header) وب‌سایت خارج از قابی که سایر بخش‌های صفحه را در بر می‌گیرد، قرار گرفته است. همین امر سبب گشته است که قسمت سربرگ و بخصوص المان پراهمیت نویگیشن (Navigation) در مقابل دیگر قسمت‌های سایت، با وجود جای کمی که اشغال می‌کند پر رنگ‌تر به نظر رسد. در طرح زیبای سایت فونت شاپ نیز شاهد استفاده‌ی زیرکانه از همین ترفند هستیم.

*عکس کمیک استریپ از کتاب Concrete اثر Paul Chadwick؛ بر گرفته از همان مقاله‌ی اندی کلارک.

Balatarin Donbaleh Mohand.es del.icio.us | ۷ نظر »