یاسین الوندی تبریزی (Yassin Alvandi-Tabrizi،) متولد تبریز، ایران سال ۱۳۶۳ خورشیدی. مدرک لیسانسم را از دانشگاه ارومیه در رشتهی مهندسی عمران گرفتهام، با وجود این هرگز ادعای مهندس بودن نکردهام – اصولا کسی که با معدل ۱۴٫۲۸ لیسانس میگیرد، نباید هم چنین ادعایی داشته باشد! شما هم لطف کرده و من را مهندس خطاب نکنید – در حال حاضر در گرایش مکانیک خاک و پی مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تبریز تحصیل میکنم.
طراحی وب را از سال ۸۰ با چند وبسایت ساده و با استفاده از فرانتپیج مایکروسافت شروع کردم. دو سال بعد XHTML و CSS را یاد گرفتم، با روش کار با کدهای جاوااسکریپت آشنا شدم و فرانتپیج را برای همیشه رها کردم. در آن زمان یاهو تازه طراحی وبسایت جدیدش را با استفاده از CSS و المانهای Div مربوط به آن انجام داده بود، دقیقا همان ترمی که در شش واحد درسی افتادم و مشروط شدم (ترم دو کارشناسی. به نظرم هر تجربهای همواره یک هزینهای هم با خود به دنبال دارد.) هر چند اخیرا جز برای پروژههای شخصی دیگر برای کسی طراحی نمیکنم، هرگز مطالعه در زمینهی طراحی وب را رها نکردهام. در حال حاضر به میاحثی چون Web Standards (استانداردهای وب،) Usability (کاربردپذیری،) Accessibility (دسترسیپذیری،) Information Architecture (معماری اطلاعات) و Typography (تایپوگرافی) در وب علاقهی فراوان دارم.
اساسا هرگز به مهندسی عمران علاقهای نداشتم و اصلا از هر چی ساختمان بلند بدم میآید. باور بکنید، این که چند تا کارگر بدبخت را بندازید زیر دستتان و مثل سگ از آنها کار بکشید چندان هم کار شرافتمندانهای نیست! ولی، تصور من از این رشتهی مهندسی دیگر بعد از آن روز پاییزی ادامه پیدا نکرد: آن روز طبق عادت همیشگی در کتابخانهی دانشگاه مشغول ورق زدن جراید انگلیسی مرصوله به دانشگاه بودم و بیخبر از این که مجلهی کامپیوتر در مهندسی عمرانِ جامعهی آمریکایی مهندسین عمران (ASCE) را در دست گرفتهام به مقالهی «Application of web services for structural engineering systems» (کاربرد سرویسهای وب در سیستمهای مهندسی سازهای) آقایان هونگـمین چن، یوـچین لین و ییـفنگ چاو* برخوردم. نویسندگان این مقاله به بررسی مزایا و معایب نرمافزارهای مبتنی بر وب پرداخته و ادعا میکنند که قرار دادن نرمافزارهای مهندسی بر روی سرورهای وب کاربران را از داشتن کامپیوترهایی با قدرت محاسباتی بالا بینیاز میسازد. هرچند در آن زمان از نظریهی وب ۲٫۰ی تیم اُ ریلی و اتفاقهای بزرگی که داشت به سرعت وب را متحول میساخت با خبر نبودم (سال ۸۵،) ولی صرف استفاده از اینترنت به عنوان سکو (Platform) جدید برای اجرای نرمافزارهای مهندسی، توجه مرا به خود جلب کرد. داشتم برای آزمون کارشناسی ارشد آماده میشدم، بنابر این تصمیم گرفتم مقالهی مذکور را به عنوان پروژهی آتی برای بعد از کنکور نگه دارم. چند وقت پیش که آن مقاله را دوباره میخواندم، انجام یک کار وب دویی بر روی نرمافزارهای مهندسی به ذهنم خطور کرد. این بود که وبلاگ حاضر را راه انداختم، تا هم از این راه بتوانم با مهندسین نرمافزار و کسانی که بر روی پروژههای وب ۲٫۰ کار میکنند و یا بدان علاقه دارند ارتباط داشته باشم، و هم این که به نظرم وبلاگ نویسی باعث افزایش خلاقیت آدمها میشود.
در این وبلاگ سعی خواهم کرد به مقالهی بالا و مقالات مشابه آن در حوزهی مهندسی نرمافزار پرداخته، و به بررسی ایدههای مطرح در وب ۲٫۰ و امکان یاری خواستن از امکانات آن در توسعهی چنین نرمافزار/سرویسهای مهندسی بپردازم. با وجود این، نوشتههایم را به این حوزهی خاص از علایقم محدود نخواهم کرد و سعی خواهم کرد به خود اینترنت و مزایای آن برای مهندسین و پارهای دیگر از علایقم چون طراحی وب و گرافیک، عکاسی و موسیقی نیز بپردازم.
عنوان پایاننامهی کارشناسی ارشدم هست: «روش اجرای محدود سهبعدی با استفاده از سریهای فوریه در تحلیل گروههای شمع.» هر چند به نظر نمیرسد که نکتهی خلاقانهای در این پژوهش وجود داشته باشد، ولی به دو دلیل علاقهمند هستم تا همچون موضوعی را کار بکنم: ۱ـ روشهای تحلیل عددی را که بخش وسیعی از نرمافزارهای مهندسی از آنها بهره میبرند، فرا خواهم یافتم. ۲ـ با روشهای سادهسازی به عنوان پایهی اصلی مدلسازیهای رایانهای آشنا خواهم شد. ممکن است تا به اتمام رساندن پایاننامهام چندان فرصت کافی برای به روز کردن این وبسایت نیابم، بنابر این، همین جا از همگی پوزش میطلبم.
اگر بخواهید چند جملهای دربارهی خودم بنویسم، خواهم نوشت: هیچ چیز برایم آزار دهندهتر از قضاوت اشتباه مردم دربارهی من نیست. اگر من را یک بطری فرض بکنید! اطرافیانم مرا این گونه میبینند:

و نه آن کس که واقعا هستم:

فکر میکنم پیکاسو حال من را بهتر بفهمد، چون او هیچ وقت یک بطری را آن طور که من در تصویر اول نشان دادهام، نمیکشید. حتی زمانی که میخواست یک میز نهارخوری را از بالا به تصویر بکشد، بطریها را بصورت خوابیده روی میز نقاشی میکرد. اطرافیانم من را آدم خجالتی میدانند، ولی در حقیقت من فقط گوشهگیرم … خواهر و برادرم فکر میکنند که من فردی خسیسم و علاقهی زیادی به پول جمع کردن دارم، ولی اتفاقا برعکس، چون هیچ وقت هیچ علاقهای به پول و مال دنیا نداشتهام و اساسا از زندگی راحت و بیدردسر و هر چیز لوکس بدم میآید، الان کلی پول رو دستم مانده! که البته هر کس از من پول خواسته است من هم کم لطفی نکردهام و به او قرض دادهام … چون همیشه آدمها هر جور که باشند برایم قابل احترام بودهاند و چون هیچ وقت حتی سعی نکردهام در بارهی دیگران قضاوت بکنم، بنابر این هیچ وقت با کسی دشمنی نکردهام، در نتیجه دوستهایم من را آدمی محافظه کار و مصلحت طلب میدانند … ولی در واقع من هیچ کدام از اینها نیستم.
از تنهایی بیزارم، و در کنار دیگران بودن باعث میشود که بیشتر احساس تنهایی بکنم، بنابر این همان ترجیح میدهم که تنها باشم. اگز از من بپرسد که خوشبخت هستم یا نه، خواهم گفت: «نمیدونم خوشبختی چی هست، اصلا!»
بیشتر جاز گوش میدهم و بخصوص عاشق جاز مُدال و جاز اسکاندیناویایی هستم. موسیقی سنتی ایرانی هم گوش میدهم. به نظرم آثار بداههنوازی همواره از یک جنس و از یک ریشه هستند؛ چه در ژانر جاز باشد و چه سنتی. چه شخص نوازنده کیث ژارت باشد که از سر شوق گاه فریاد میکشد و گاه لگد بر پیانو میکوبد، و چه محمدرضا لطفی که با تار خود چنان هنرنمایی میکند که عقل از سر آدم میپراند. به گمانم این روح آزادی در بداههنوازی است که مرا به وجد میآورد.
عکس را خیلی دوست دارم، گاهی وقتها عکاسی هم میکنم. دوست دارم از آدمها در موقعیتهایی عکس بگیرم که اشیای اطرافشان در مورد آنها سخن بگویند. گاهی از طبیعت هم عکس میگیرم، ولی اولین کاری که بعد از ظهور عکسها در تاریکخانهی دیجیتالم، GIMP عزیزم، انجام میدهم این است که رنگها را از آنها میستانم (تبدیل به عکسی سیاه و سفید میکنم) و آن گونه که دوست دارم، رنگشان میزنم. اعتقاد دارم که در واقع این انسان است که – به لطف پروردگار – زیبایی را خلق میکند و طبیعت فاقد هر گونه زیبایی است.
علاقهی فراوانی به نرمافزار آزاد (Free Software) دارم و معتقدم – بخصوص با همهگیر شدن روشهای جدید توسعهی نرمافزار بصورت منبعباز – کاربران نیز به اندازهی مؤلفین در توسعهی نرمافزارها نقش دارند و حقوق آنها بسیار محترم است. در حال حاضر و عجالتا تا زمان انتشار کامل هستهی سیستم عامل گنو، گنو هْرد (GNU Hurd)، از سیستم عامل اوبونتو گنو/لینوکس استفاده میکنم. به گمانم روح آزادی در نرمافزار آزاد است که مرا به وجد میآورد! و نه ویژگیهای تکنیکی (صد البته بهتر) آنها. اساسا خصوصیات یک آدم انقلابی را بیشتر در خود مییابم تا خصوصیات پراگماتیستی و مصلحت طلبانهی شخصی که همواره چرتکهای در دست دارد.
یک عدد سرور خانگی نیم بند LAMP بر روی رایانهی شخصیم برپا کردهام که از طریق آدرس http://yassin.homelinux.com قابل دسترس است – هر وقت موفق شدید صفحهی مذکور را باز کنید، بدانید یاسین و کامپیوترش هر دو بیدارند.
اگر از من خوشتان آمده باشد، شاید دوست داشته باشید عکسهایم را در فلیکر
ببینید، کتابهایی را که به ندرت میخوانم! در گودریدز
بیابید، موسیقی را که گوش میدهم، در لست.افام
گوش بدهید و یا من را در تویتر
دنبال بکنید. لینکهایی را که من در تواین
و گوگل ریدر
به اشتراک میگذارم، اینجا و اینجا خواهید یافت. نرمافزارهایی که استفاده میکنم، در واکوپا
، من در فِیسبوک
. میتوانید همهی فعالیتهای اینترنتی مرا از فرندفید
دنبال بکنید. اگر خواستید با من تماس بگیرید به اینجا بروید و یا به آدرس yassin@gmail.com
ایمیل بزنید. خوشحال خواهم شد اگر نظرتان را دربارهی من و یا برنامههایم این پایین بنویسید.
* Hung-Ming Chen, Yu-Chin Lin and Yi-Feng Chao (۲۰۰۶). “Application of web services for structural engineering systems”, Journal of Computing in Civil Engineering , ASCE, Vol. ۲۰, No. ۳, pp. ۱۵۴-۱۶۴


۶ نظر برای “دربارهی من بخوانید”
۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۹ ق.ظ
بسیار وبلاگ خوبی طراحی کردی. آفرین. واقعا از دیدن و خواندن نظم و هنری که به کار بردید لذت میبرم.
از بازدید و نظرتان در «یکعکاس» هم سپاسگذارم. برای من بسیار ارزشمند بود.
۳۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۱ ب.ظ
سلام
من هم به شما تبریک میگم و از اینکه عمرانی باسواد میبینیم خیلی خوشحالم
من هم یک عمرانی هستم و میخواهم بمانم
۲۰م خرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۹ ب.ظ
لذت بردیم و البته احساس همزادپنداریمان هم فوران کرد !
موفق باشید.
۲۷م خرداد ۱۳۸۷ در ۹:۰۵ ق.ظ
سلام…
جالبه…
چند سال پيش يكي كه رشته ش كامپيوتر بود…يه چيزي تعريف كرد و يه سوال پرسيد…
گفت توي كلاس هاي طراحي وب كه مي ره استاد طراحيشون در رشته عمران تحصيل كرده…و مي گفت درصد زيادي از دانشجو هاي كلاس رو بچه هاي عمران تشكيل مي دن…بعد هم پرسيد چرا؟!…
جوابي نداشتم…هنوزم جوابي ندارم…
۱۵م تیر ۱۳۸۷ در ۸:۴۸ ب.ظ
سلام .من مثل شما شدم.اصلا به رشتم علاقه ندارم
شيمي خوندم.ترم اول هستم . الانم سه تا درس افتادم مشروط شدم.حالا دچر افسردگي شديد شدم.ترم اولي تو ذوقم خورد.به نظرت چه خاكي بر سر بريزم؟اگه ميتوني كمكم كني اي دي منو اد كن كه همون ايميلمه فقط ياهو داد كامشو بردار.مرسي.باي
۹م اسفند ۱۳۸۷ در ۳:۳۵ ق.ظ
تقریبا یک ربع هست که با وبلاگت آشنا شدم و علاقمند به نوشته های شما
خوشحال می شم که بتونیم با هم ارتباط بیشتری داشته باشیم
در ارتباط با این نوشته نظر بدهید